84/01/25
سیرجون سیتی
بابا کف کردیم(تنها خوبیش اینه که تو صابون خود کفا شدیم) کپک زدیم اینجا هم شد شهر؟
زخم بستر گرفتیم از بس از بی کاری خوابیدیم کاش یکی بود یه کم سرماروگرم می کرد مثلا رو توپ راه می رفت بهش می خندیدیم.
الان دارم اشک می ریزم و اینها رو می نویسم(اخه کیا داره کنارم پیاز رنده می کنه لطفا دختر خانوما توجه نکنن) باز به مشهد اونجا که بودیم ناشکری کردیم خدا تبعیدمون کرد سیرجان. بابا اینجا ساعت شب که شد(منظور همون تاریک شدن هواست) همه میرن خونشون می خوابن(تریپ مرغی). ما که ساعت 7:30 کلاسمون تموم میشه میخواهیم بیایم خونه انگار ساعت 4 صبح اصفهانه سگ هم تو خیابون پر نمی زنه(اخه مگه سگ هم پرواز می کنه؟.. هوی نخند تو سیرجان پرواز می کنه!)
باورتون نمیشه من چقدر mp3 دارم(میخواستم کلاس بزارم) همه رو یکی 10 بار گوش کردم(خالی بند)
راستی اگه کسی بجز اهنگای من اهنگی داره برام میل بزنه (میخواستم بدونید اهنگی نیست که من نداشته باشم) .....راستی دیروز یه زانتیا تو سیرجان دیدم(اخه دیروز برا دفعه اول بود میرفتم بیرون)این نشون میده شهر ما هم داره پیشرفت می کنه.
راستی 3 تا ایمیل داشتم که خواسته بودن مطلب سکس بزارم تو وبلاگم عزیزانم اینجا جای این مطالب نیست اینجا مطالب همه خانوادگی هسته(اینم به لهجه سیرجونی)
اای گشنمه برم غذا بخورم راستی شب بخیر
84/01/15
یه روز تو مشهد
داستان ما شده عین این یارو مارکو پولو فک کنم تا دکترا بخواهم بخونم باید دور ایران را دور بزنم از اصفهان به مشهد از مشهد به سیرجان حالا معلوم نیست از اینجا برای فوق کجا می افتیم شاید علی ابادکتول خدا را چه دیدی شاید هم دانشگاه تهران (اره جون عمت همه وایسادن تو بری دانشگاه تهران) حالا.....
یه بار اون موقع ها که مشد بودم تو تاکسی نشسته بودم یه پیره مرده(خدا نکنه به تور گرگ بیابون هم بخوره) عقب نشسته بود و داشت می گفت که پیره مردا همه میرن بهشت این جوونا همه میرن جهنم چون همه جوونا خلاف می کنن درس نمی خونن و از این حرفا. ما هم که از یه طرف رگ غیرتمون ورم کرده بود از یه طرف اگه حرف هم می زدم دیگه حتما جام ته جهنم کریدور شماره 3 اتاق 258 بود(اخه این اخرین اتاق این بخشه) خلاصه تو فکر بودم کاش می شد حالشومی گرفتم یهو دیدم حاجی داره می گه جوون با توام من هم گفتم بفرمایید (اخه من کلی با ادبم)گفت تو شغلت چیه که این ساعت تو خیابونی؟ گفتم دانشجو (اخه ساعت 12 شب بود)گفت چه مقطعی . گفتم واسه فوق میخونم گفت: با این سنت؟ (اخه قیافه من خیلی جوونتر از سنم میزنه قابل توجه خانومایی که دنبال یه پسر خوب می گردن) گفتم اره گفت خالی نبند پسر من خودم استاد دانشگاهم (تو دلم گفتم اره اگه تو استاد دانشگاهی من هم انیشتین هستم) دیگه می تونم تشخیص بدم تو با این سنت به فوقیا نمی خوری منم گفتم کارتم باهامه گفت برو بچه ما خودمون این کاره ایم(اینجا من هم نفهمیدم منظورش از این کاره چیه شاید استاد دانشگاهها جدیدن ذغال میفروشند!!!!!جوجه ببخشیدا بابا مامان شما فرق دارن!) بعد وقتی دید من خیلی جدی هستم انگاری گفت خوب کارتتو ببینم منم اماده به خدمت سریع کارتمو در اوردم نشونشون دادم وقتی حاجی کارتو دید عصبانی شد و کناریاش زدن زیر خنده و حاجی کلی ضایع شده بود اخه من راست گفته بودم من فوق می خواندم البته فوق دیپلم بعدشم حاجی شروع کرد که اینم از جوونای ما حرمت من پیر مرد را نگه نمی دارن و این حرفا من هم می خندیدم و پیاده شدم راننده هم که یه پسر جوون بود تریپ معرفت پول نگرفت و رفت ولی اخه چرا به جوون به این چشم نگاه می کنند؟(با چه چشمی نگا کنن خوبه ؟ حتما با عینک نه غلااااااااااااااام؟)
راستی من فردا قراره برم سیرجون نمی خوام می خواهم بمونم حمید و هومن میگن نرو ولی نمی شه کلی غیبت دارم شدم تو مایه ها امام زمان تازه غیبتهای اون مجازه مال من نه.
راستی یارو میره تو لوله اتل متل توتوله.......
ما عید رفتیم اهواز جای همه (حتما خالی نه؟نههه گول خوردی ای گول خوردی)خوش گذروندم.....رفتم پیش جوجه کوچولوم با هم رفتیم بیرون رفتیم گشتیم شما که جوجه ندارید که اوووووم......
اقا نمی خواهم دلم واسه جوجه تنگ شده خوب .......
انشا ا... مطلب بعدی یه مطلب پر بار خواهد بود اه مردم این کیبورد جدیدم هم که حروف فارسی را نداره پدرم در اومد تا اینا رو هم تایپ کردم.
موفق باشید.خدا حافظ

