84/05/21
اینو دلم نیومد نخونید
موضوع انشا: سال گذشته را چگونه گذرانديد؟
قلم بر قلب سفيد كاغذ مي گذارم و فشار مي دهم تا انشاء ام آغاز شود. سال گذشته سال بسيار خوبي و پر بركتي مي باشد. سال گذشته پسر خاله ام زير تريلي ۱۸ چـــرخ رفـت و له گـــــــشت و ما در مجلس ترحيمش شركت كرديم و خيلي ميوه و خرما و حلوا خورديم و خيلي خوش گذشت. ما خيلي خاك بازي كرديم. من هر چي گشـــــــــــــــــتم پــــسرخاله ام را پيــدا نكردم. در آن روز پدرم مرا با بيل زد، بدون بي دليل! من در پارسال خـــيلي درس خواندم ولي نتـــوانستم قبول شوم و من را از مدرسه به بيرون پرت كردند.
پدرم من را به مكانيكي فرستاد تا كـــــــــــار كـنم و اوســــــتاي من هر روز من را با زنجير چرخ مي زد و گاهي موقع ها كه خيلي عصباني مي شد من را به زمين مي بست و دو سه بار با ماشين يكي از مشتري ها از روي من رد مي شد.
من خيلي در كارهاي خانه به مـادرم كمك مي كنم. مادرم من را در سال گذشته خيلي دوست مي داشت و من را خيلي ماچ مي كند ولي پدرم خيلي حسود است و من را لاي در آشـپزحانه مي گذاشت.
درســــــال گذشته شوهر خواهرم و خواهرم خيلي از هم طلاق گرفتند و خواهرم بسيار حــــامله است و پدرم مـــــي گويد يا پسر است يا دوقلو، ولي من چيزي نمي گويم چون مي دانم كه بچه اي به اين انـــدازه از هيچ كجاي خواهرم در نخواهد آمد!
در سال گذشته مـا به مسافرت رفتيم و با قطار رفتيم. مــن در كوپه بسيار پدرم را عصباني كردم و اوبراي تنبيه من را روي تخت خواباند و تخت را محكـــم بست و من تا صبح همان گونه خوابيدم!
پدرم در سال گذشته خيلي سيگار مي كشد و مادرم خيلي ناراحت است و هــــــــي به من ميگويد: كپي اوغلي، ولي من نمي دانم چرا وقتي مادرم به من فحش مي دهــــــد،پدرم عصـباني مي شود! در سال گذشته ما به عـــيد ديدني رفتيم و من حدودا خيـــــلي عيدي جـمع كرده ام، ولي پدرم همه آن ها را از من گرفت و آنتن مـــــــاهواره اي خريد كه بسيار بــد آموزي دارد و من نگاه نمي كنم و پدرم از صبح تا شب شوهاي بي نــاموسي نگاه مي كند و بشكن مي زند.
پــــــدرم در سال گذشته رژيم گرفته است و هر شب با دوست هايش آب و ماست و خيار مي خورند و مي خندند، گاهي وقتا هم آب با چيپس و ماست موسير!
من خيلي سال گذشته را دوست دارم و اين بود نوشته من ...
ژول بنگ July 8, 20…
84/05/21
میرن بنگی ها
من به خاطر یه سری مسائل کاری دیگه نمیتونم که به نوشتن وبلاگ ادامه بدم اخه دارم همزمان تو دو تا رشته تحصیل میکنم کلاس زبان موسیقی و ورزش هم بزار کنارشون تازه یه جا هم کار میکنم پس یه کمی فکر کنی میفهمی که بنگی دیگه وقت نمیکنه سرشو بخارونه چه برسه مطلب بنویسه برا همین بود که پیشنهاد دادم که هر کی دوست داره بیاد که با هم این وبلاگو زنده نگه داریم که کسی نیومد جلو پس به این نتیجه میرسیم که (همه با هم ) میرن ادما ااااااا از اونا فقااااااااط خاطره هاشووووووون به جا میمونه
من که خیلی خوشحال شدم این چند وقت که با شما ها بودم امیدوارم همیشه موفق باشید راستی اگه یه وقتی با من کار داشتید میتونید به ادرس email من نامه بفرستید و منو خوشحال کنید
قربون همتون
همه رو دوس دارم مخصوصا جوجمو که این وبلاگ به نام اون بود
84/05/11
گیریه زیر لاحاف
راستی کسی هست دوست داشته باشه با هم یه وبلاگ را بندازیم تو نظراتم بنویسه برام باشه منتظرم فعلا بای
84/05/03
bangbox
من
بنگ بکس( به تو چه یعنی چی .این همه اسم عجوج مجوج من هم بنگ بکس ) متولد 7/9/1363 صادره از تهران (نمیتونی ببینی بچه تهرانم؟ ولی بچه تهرانه و کلی کلاس) 8 ساله ساکن اصفهان دانشجوی دانشگاه ...(اینو دیگه اگه مطالبموخونده باشی باید خودت بدونی) رشته......(اینم محرمانه است البته میتونم شرط ببندم هیچکس این رشته رو نمی خونه چون یه رشته خاصه و دانشجو هاشم خاصن و از بین نخبگانند کلا50 نفر دانشجو تو کل ایران داره ) ترم یک کارشناسی ناپیوسته هستم کاردانی رو تو مشهد گرفتم یه مدت هم تو سیرجون سیتی درس خوندم.حالا
من کیم...(
نوشته شده توسط ش) بنگی بچه اروم درس خون پر تلاش مهربان و در برخی موارد شیطون و غیر قابل تحمل (البته برای من) است شکمو یه کم زیاد حرف میزنه جوک هم زیاد بلده یه بار حدود دوساعت و نیم واسم جوک گفت یکم رک البته یکم هم گستاخ(
نوشته شده توسط م ) بنگی پر رو یکم پر حرف بازی در میاره بعضی وقتا راحت حرصتو در میاره که من دلم میخواهد خفش کنم در بدترین شرایط کار خودشو میکنه گستاخه فرق نمیکنه کی باشی به شدت مردم ازار هیچ وقت اون موقع ها رو که زنگ مردومو میزدیم در می رفتیم یادم نمیره البته ساعت 2 ظهر بعد هم میرفتیم الوچه میخریدیم میومدیم میشستیم در خونشون میخوردیم هسته هاشم از بالای پل هوایی مینداختیم رو ماشینا بعدشم در میرفتیم(
نوشته شده توسط الف) بنگی الکی خوشحاله همیشه جوک میگه جلوی همه جوک بد میگه منو خیلی اذیت میکنه مامانم میگه خوش به حال زنش البته من نمیدونم چرا یه نفرو دوس داره که به خاطرش پدر همه رو در اورده مخصوصا منو همیشه به اون چیزی که خواسته رسیده دوستاشو دوس داره زیر اب زن خوبی برای اونایی که دوس نداره. ایشالا خدا قسمت کنه صدای تار زدنشو بشنوی ( موجی میشی ) دوست دار حیوانات (یه بار جلوی خودم کله یه گنجیشک زنده رو کند ) قبلا ورزشکار بود الان ورزش دوست هم نیست سرش شلوغه اروغ خوب میزنه و همیشه اماده داره ادامس هم خوب باد میکنه یه بار که پاش شکسته بود کلی بهش خندیدم بعضی وقتا چاق و بعضی وقتا لاغره دستاشم درازه قدشم یکم از من بلند تره اون موقع ها یه بار سه تاو نیم پیتزا خورد ولی هنوز نترکیده بود وکلی هم شکلات دوس داره مثل من(
نوشته شده توسط ح ) یه دیوونه به تمام معنا ولی خوبه به قول خودش نرمه (یعنی خوبه)(
نوشته شده توسط س ) من تو کلاس زبان باهاش اشنا شدم پر حرف خیلی اذیت میکنه یه بار اونقده منو اذیت کرد و ادای منو در اورد چون من سینم میزنه رفتم خونه 45 دقیقه گریه کردم قدش بلنده قیافش عادیه چند وقت پیش یه ریش بلند گذاشته بود یه بار هم تو کلاس جلوی ما رقصید ولی قشنگ میرقصید من دوسش دارم ولی همیشه سعی میکنه روابطش با من زیاد صمیمی نشه نمیدونم چرا خودت بگوبه
علت ذیق جا وقت و کارو زندگی نداری نشستی این همه مطلبو خوندی؟ بقیه اش رو نمینویسم هر چی میخواستی بدونی دونستی بسه دیگه راستی mail های م از مراغه گ از لرستان ع از تهران ج از گیلان و هزاران mail دیگر خود را به ادرس پستی من بفرستید فعلا هنور نامه جوجه هم به دلیل عمل مماخ به دست ما نرسیده که خواهد رسید و در اولین فرصت میخونمشمن
موفقم شما چطور؟
