84/06/31
سلام به همه عزیزان
+۱۸خواندن این مطلب برای افراد زیر هجده سال توصیه نمیشود +۱۸
برای این دفعه قسمتی از یک کتاب را برایتان انتخاب کردم که براتون مینویسم این کتاب نوشته خانم" قبیده سادات سید عزیز اللهی دریا کناری رشتوند فرد" میباشد این بانوی روشندل ایرانی که یک رشتی اصالت دار است بر اثر صانحه بر خورد یک جسم لوله ای شکل ( شایدم منظورم یه شاخه درخت باشه چرا تا گفتم رشتی بوده فک کردی چیز رفته تو چشش؟؟؟ بی جنبه منحرف!!!! ) با چشمش نابینا شد و از آن پس خانه نشین شده و برای امرار معاش به نوشتن پرداخت و در ابتدا خاطرات خود را نوشت که این نوشته ها در میان روشندلان عزیز طرفداران بسیاری دارد من هم قسمتی از این نوشته ها را برای شما انتخاب کردم
. . . . .. . . . .. . .. . . . . . . .. . . . .. . . . . . .. . .. .. . . . . . . . . . . . . . ... . .. . . .. . . .. . .. . . . .. ... . .. . . . .. .. . . . . . .. . . .. . . . . . . .. . .. . . . . . .. . . . . . . . . . .. . . . . . .. .. . . . ... .. . .. . . . .. .. . . . . . . . .. . . ... ... . . ... . . .. . . . .. . . .. . .. . .. .. . .. . . . .. . . . . .. . . .. . . ... . .. . . .. . . ... .. . .. . . .. . . . .. . .. . . .. . . . . .. . . . . . .. ... . . . . . . . . . . .. . .. . . . . . . . .. . . .. . . .. . . . . . .. . . .. . . .. .
به گیرنده های خودتون دست درازی نکنید بابا این نوشته ها به زبان بریل یا همون خط رنده ای نوشته شده من خودم هم نتونستم بخونمش اگه شما تونستید بخونید به من هم بگید تا من هم لذت ببرم ولی شنیدم این قسمتش خیلی باحاله و در مورد اون موقعی است که مامانش داشت به اون التماس میکرد که به باباش هیچی نگه (به تو چه چی رو؟؟؟ شاید این که غذای اون روز را سوزونده بوده شایدم با یکی از همسایه ها رفته بوده بیرون یا حتی .........) جون خودتون هر کی میفهمه این چی نوشته به من هم بگه من هم دلم میخواهد بدونم که مامانه چی رو میخواسته بچه به باباهه نگه ببینید من باید برم بیرون کار دارم از دفعه آینده من میخواهم تیکه هایی از سفرنامه های بنگی پلو رو براتون بنویسم خودتونو آماده کنید تا بعد
بای فظ
84/06/29
ستم
آقا میدونید ستم یعنی چی؟
اصلا تا حالا تو عمرتون با یه مساله که کلا ستم باشه برخورد کردید؟
اصلا میدونید ستم یعنی چی؟
میخواهم یه سری مسائل ستم روزگارو براتون بگم.....
- این که بری یکی از این خونه قدیمی ها که دستشوییشون(البته گلاب نادر به روتون با کلی جایزه جدید) تو حیاته و یه پنجره کوچولو تو خیابوون داره بعدش بخواهی یه صدای نا هنجاراز خودت خارج کنی که بفهمی زنگ دبیرستان دخترانه دیوار به دیوار خونه خورده و همه دارن از زیر این پنجره رد میشن (در این حالت من که ترکیدن را ترجیح میدم تا صدای خنده 72000 (به نیت 72 تن )آدم بی کار )
- این که وسط عروسی در حالی که دارید ماشین عروس را دنبال میکنید همه رد شن و شما پشت چراغ قرمز بمونی
- این که تو همون موقعیت عروسی بعد از سبز شدن چراغ راه بیفتی و تو چهار راه بعدی با این که از همه جلو زدی وسط چهار راه خاموش کنی (اونم بهر دلیلی اونش مهم نیست)
- وقتی در جمع مختلط (استغفر الله) داری می رقصی یهو پات گیر کنه به فرش و بخوری زمین تازه بیفتی جلوی پای دختری که باهاش رو در واستی داری
- داری دست میکنی تو دماغت و یهو دوربین بیاد رو تو که ازت فیلم بگیره
- تو یه جمع جک بگی و هیشکی نخنده
- تو مهمونی خواستگاری تا بیای بشینی رو مبل درز شلوارت باز بشه و یه صدای زیبا بده
- یه رشته قبول شده باشی که هیچ جا نتونی اسم ببری (مثل من هر جا میگم جوشکاری میخونم میگن خوب بیا برای در ما یه حفاظ جوش بده یا میگن واحد صافکاری نقاشی هم دارید؟)
خوب حالا اگه این مشکلات پیش اومد چی کار کنیم
- برای این مورد میتونید از چوب پنبه استفاده کنید (بابا فکر بد نکن بکنش تو گوشت تا صدای خنده ها رو نشنوی و هر کاری دوس داری بکن) حالا میتونی تو اونجاتم فرو کنی تا 1 ساعت ورم کنی تا دخترا از اون دورو بر برن و خودتو راحت کنی
- در این حالت میتونید بعدا شعار بدید که من end فرهنگ و فهم وشعور هستم و هیچ وقت چراغ زرد را رد نمیکنم تا تبرئه شوید
- این هم مساله مهمی نیست میتونید در این موقعت سریع از ماشین پیاده شید خیابونو بند بیارد و شروع کنید به رقص که همه فک کنن شما خودتون واستادید تا برقصید
- در این حالت هم میتونی با شیرین زبونی به همون خانوم بگی " ای خدا چه کنم عشق به شماست دیگه.... آدمو حالی باقالی میکنه." ( حالی بقالی رو یه نفر میگه که جوجویی بیش نیست )
- میتونی بازم با حفظ حالت یه انگشت دیگتم بکنی تو اون یکی سوراخ و ادای صوت زدن در بیاری تا ضایع نشی
- در این موقعت میتونی یه پلتیک بزنی و دست کنی تو جیبت موبایلتو در بیاری بگی ببخشید الان میام بقیه جوکو براتون میگم(بابا آدم عاقل رو ویبره بوده دیگه) که نفهمن جک همین بیمزهه بود بعد هم که اومدید بحثو عوض کنید
- این موقعیت شوخی ور دار نیست و حتما تو این موقعیت باید از خجالت آب بشی برو تو فرش
- مثل من هیچ جا نگی دانشگاه قبول شدی بگی سربازی میرم بهتره ......
راستی میدونید خامپالو یعنی چی؟ هر کی میدونه یه نامه برای من بنویسه و به آدرس email من بفرسته تا به قید قرعه یک جلد کتاب از سری کتابهای سفرهای بنگی پلو (اینم از القاب بی شمار منه که از روش تقلید کردند و مارکو پلو رو ساختن) رو براش بفرستم شما فک کنید من هم برم این چوب پنبه هرو در بیارم (از تو گوشم منظورم بود) بای بای فظ
84/06/26
دزد
سلام به همه میدونید چی شده؟؟؟؟؟؟؟
اصلا الان میگم همتون حال کنید اول بگم که این یه مدت که نبیدم رفته بودیدم تهران که یکم کارامو برسم
آقا خدا نصیب نکنه بخوای تو تهران سوار مترو بشی نمی دونی چه خبره!!!!!! در ابتدا با رعایت حقوق شهروندی و با عزت و احترام وارد ایستگاه میشی بعد از گذشتن از میان ازدحام های زیاد که برای خرید بلیط در حال اجرا است یه عدد بلیط گیرمیاری تازه در این موقعیت یه 100 تومنی میدی 2000تومن پول خورد پست میده حالا بیا جمش کن بعد از2 ثانیه یه یارو با عصبانیت اونو ازت میگیره و به شدت پاره میکنه(انگاری باهاش پدر کشتگی داره) بعد که از گیت رد شدی به وسیله یه سری تنه و مشت و لقد همراهی میشوی تا دم ریل قطار(شانس بیاری پرت نشی پایین) بعد از تحمل این مصیبت بزرگ میری یه روزنامه همشهری از دستگاه بگیری صد تومنی میدی روزنامه که بهت نمی ده هیچ میگه دستگاه قادر به انجام دستور شما نمیباشد و پولت هم بوسیله دستگاه بالا کشیده میشه و تو اعصابت خورد میشه بعد قطار میاد و 2000 نفر میچپند توش و اگه شانس بیاری و تو هم یکی از این 2000 نفر باشی وارد میشی حالا تو این شلوغی چقدر خلافهای مختلف انجام میشه خدا داند بعد که به شدتلاغر شدی(چون مترو به صورت یه سونای کامل در میاید) وآبت گرفته شد (به علت فشارهای وارده از اطراف) به مقصد که میرسی مردم همچی به سرعت خارج میشن انگاری گفتن هرکی زود تر بیاد بیرون بهش غوغو میدن (غوغو در اصتلاح (بازم نمیدونم چطوری نوشته میشه) ارغوان یعنی شکلات)
حالا مسئله اصلی که میخواستم بگم
تیتر اول غیبت های روز محل (گرد آوری توسط خبرنگار افتخاری این هفته خانم بیات مدیر مسئول گرد همایی غیبت و فضولی محل)
دیشب دو تا بچه 15 ساله تو محله ما یه ماشین پلیس دزدیدند.....
به نقل از خبرگذاری خانم بیات(همان خانم هسایه روبرویی که نخواست نام او فاش شود) در حدود ساعت 11 شب در محله ما دو تا پسر 15 ساله که اقدام به شرب خمر کرده بودند (فارسیش میشه عرق خورده بودند)توسط ماموران نیروی انتظامی دستگیر و به داخل یک دستگاه اتومبیل پلیس پرت شدند وتمام دربها بر روی این جوانان بسته شد تا ماموران پلیس در گشت و گذاری قدرتمندانه در پارک محل اراذل و اوباش را بترساند که ناگهان این دو نوجوان اتومبیل را روشن کرده و با سرعت زیاد به حرکت در آوردند(البته در این گزارش به نوع ماشین اشاره نشده ولی با شک غریب به یقین(یعنی دور از یقین به املای کلمه توجه فرمایید(اینم از اثرات دیدن یه نفر که لیسانس ادبیات داره)) الگانس بوده چون آخه خودت فک کن ببین میشه یه الگانس بدون سوویچ رو روشن کرد آی کیو!!!! پس به این نتیجه میرسیم پیکان بوده) که بعد از حدود نیم ساعت حدود 15 الگ (یا همان الگانس پلیس) 8 تا لند کروز 5 تا پیکان و 10 تا موتور پلیس نیز در این محل حضور به هم رسانیدند تا برای جستجوی ماشین ربوده شده راهی گردند که تا کنون خبری از این ماشین ربوده شده در دست نیست و به شکلی وحشتناک پوز نیروی پلیس یویوشده که نگو و نپرس(بابا همه چی رو که من نباید توضیح بدم یویو شده یعنی کش اومده)
در انتها اینو هم بگم که قراره بنگی تا یکی دو روز دیگه بره عمل کنه پس دستا بالا... بالاتر... تو هم بیار بالا آهان همه باهم بگید : " خداوندا این گوهر تابناک علم و دانش همچنین این نابغه عصر را از ما نگیر " الهی آمین..... امیدوارم همینجوری که من موفقم شما هم موفق باشید
84/06/13
یک خاطره
سلام آ قا ما کپک زدیم تو خونه اونقده بیکارنشستم
دارم میمیرم این هم از دست این دکتره که استراحت مطلق به من داده ( آره جون عمش من هم استراحت میکنم دیروز که کوه بودم (تریا کوه منظورمه)) میخواهم امروز یه خاطره از دوران جووووونی بنگی بگم اون موقع ها که بهش میگفتند بنگی زلزله (اخه الان بهم میگن بنگی کلکشن) الان شدم کلکسیون بیماری همین جوری هم نازل میشه عین بارون .............................
در اوان جوانی بودم که یه روز به سرم زد که با آرمی (یکی از دوستای دوران قدیم ) برم دانشگاه صنعتی اصفهان که ببینم اینقده میگن دانشگاه صنعتی چیه!!!!
ما راهی شدیم رسیده بودیم جلوی کلاس آرمی اینا صدایی نمی اومد (جز صدای پر های یه پشه که اونم سعی میکرد برای به هم نخوردن نظم کلاس آروم بپره) من هم فک کرده بودم عین دانشگاه خودمونه تا درو وا کردم گفتم برپا و رفتم تو کلاس یهو دیدم که یه آقایی که بیشتر به شلکس میخورد دیوونه باشه که( بعد فهمیدم استاده) سره کلاس پا تخته وایستاده تازه من فهمیدم تو این دانشگاه سر کلاس کسی حرف نمیزنه و جای بسی تعجب را برای من یه ارمغان آورد همه دانشجو ها هم یه جوری نگا میکردند که اینگاری یه قاتل دیدن استاد گفت بفرمایید داخل من هم گفتم نه شما بفرمایید که صدای آرمی رو از پشت در شنیدم که داره میگه خره این یاروهم استاده هم رییس دانشگاه که من تازه سیم کارتم (دیگه دوران دوزاری و یه قرونی گذشت بابا الان عصراطلاعاته ) افتاد که ای داد چه گندی زدم رفتیم تو و مثل همیشه ته نشین شدم (یعنی نشستم ته کلاس) یه نگا کردم دیدم جز من و آرمی که به خاطر من اومده ته کلاس بقیه تو ردیفهای اول و دوم و سومند(کلاس نبود لامصب زمین فوتفال بود ) اوستا (اونقده کارگری کردم فرق استاد و اوستا رو هم فراموش کردم ) داشت درس میداد یه چیزایی خارجی رو تخته نوشته بود گفتم میبخشید این خارجیا چیه رو تخته نوشتید که یهو همه زدند زیر خنده این آرمی بیچاره هم سرخ شده بود عین گلابی( مگه سرخه؟) استاد گفت اینها مربوط به مبحث القای الکترو مغناطیسی به روش یه یارو تو مایه های سقراط(همون صغری خودمون) یا الکساندر گراهام ول یا یکی از همینا بود من هم گفتم آهااااااااان و ادامه درسشو شروع کرد داشت تند تند مینوشت که دیدم نوشت رادیکال چهل و نه بعد نوشت مساوی نه ( با این که تو ریاضی اصلا مخم کار نمیکنه(البته این تنها مبحصی است که من ضعف دارم) ولی خوب بنگی استعداده دیگه اینو زود گرفت) یهو مثل اینا که برق گرفته باشد شون داد زدم آقااااااااااااااا که همه بر گشتند طرف من گفتم اینو اشتباه حل کردید یارو فکر کرد راه حل رو اشتباه رفته یه دور چکش کرد گفتنه مشکل نداره تشریف بیارید جلو بگید ببینم چرا اشتباهه؟ من هم رفتم مثل اینا که قانون جاذبه رو میخواهن نقض کنن یه گچ ورداشتم گفتم ببینید استاد اینجا رو... نه رو کردم هفت و گچو دادم دست استاد که یهو آرمی زد زیر خنده بعدشم استاد زد زیر خنده و گفت شاگرد همین کلاسی؟ گفتم بله استاد گفت ندیده بودمت تا حالا گفتم استاد ما مسافرت خارج کشور بودیم (آره دیگه سیرجون سیتی بودم ) الان اومدیم گفت برو بشین و درستو بخون بچه من هم سر بلند به صندلی آخر برگشتم آخرا کلاس بود که استاد گفت درس تمام نشده و باید هفته دیگه هم بیاید (چون آخرا ترم بود) همه میگفتند که استاد تا درس تموم بشه ما میایم که من هم بلند شدم مثل شیر گفتم استاد من به نمایندگی از همه میگم نمیتونیم بیایم آخه باید بریم شهرستان و خیلی وقته خوانواده مونو ندیدیم شما هم این قسمت مونده رو حذف کن که کلاس بهم ریخت استادم گفت باشه پس امتحان تا همین جا و گفت برید همه شاکی بودن و داشتند با چشاشون منو میکشتن که گفتم استاد ببخشید در عقبو بزنید ما پیاده شیم چون یه لحظه دیگه واستیم اینا ما رو میزنن که یهو کلاس رفت رو هوا( اینم بگم کلاس یه در جلو یه در هم عقب داشت ولی عقبی بسته بود ) من هم که دیدم اوضاع قاراش میشه زودی مثل آهو ازدستان این ایادی شیطان فرار کردم تا به من گزندی نرسه بعده ها دوستای آرمی ازش خواسته بودن که من بازم سرفرازشون کنم ولی من این کار رو از ترس جون انجام ندادم
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی خدا دلم واسه اون موقعها تنگ شده یادش بخیر
من برم یه کم استراحت مطلق کنم پس فعلا بابااااااااااااااااای
84/06/08
اعتیاد
سلام بر همه دوستان
این باز به گفته آشیخ زگیل خان و شمیم جان من هر وقت بتونم مینویسم و آپ دیت میکنم تا کور شود هر کی فک میکنه من این وفلاگو میبندم (پس احتمالا خودم کور میشم چون اولین بار خودم به سرم زد ببندمش)
ولی اگه کور هم بشم تا خون در رگ ماست وفلاگ بسته نخواهد شد و تا آخرین قطره خون خود با آمریکا میجنگم (چرا؟ نمیدونم ) و در آخر از آقا زگیل و شمیم جان که مرا تحریک کردند که ادامه بدهم مستشکرم
مطلب این دفعه در مورد اعتیاد به اینترنت است که جزو بلا های خانمان سوز جوامع بشری میباشد در این رابطه جوجه با دکتر بنگی ( آخه من در همه موارد تخصص دارم) مصاحبه ای داشته که شرح آن را در زیر می آوریم
- سلام آقای دکتر
- سلام جوجه سلام جانم سلام گلم سلام قشنگم سلام نازنین ......(به علت طولانی بودن این جمله دکتر از نوشتن بقیه آن خود داری میکنیم)
- خوب هستید ؟
- نوکرت بگردم چهار سیلندر با دو تا سوپاپ اضافه (نه به جواب قبلی نه به این جوابش)
- آقای دکتر میخواستیم در مورد اعتیاد به اینترنت سوالاتی بپرسیم اجازه میدهید
- خارش دارم بپرسید ( بنگی با خضوع و خشوع کامل جواب سوالات مردمو میدم)
- اول یه سوال خصوصی آقای دکتر شما این همه علم را از کجا اوردید؟
- کلا بنگی جزو نوابغ بشره و مایه مباهات انسانها و از همه چیز سر در میاره پزشکی که چیزی نیست ما حتی از خیار فروشی و .....( از نوشتن ادامه این بحث به علت ریخته شدن پته بنگی بر روی آب خود داری می کنیم)
- خوب آقای دکتر میشه از علائم این بیماری برای ما بگویید؟
Of korse - (این هم به افتخار دختر خاله جوجه که دوس داره اینگلیسی حرف بزنه ولی کلا 3-4 تا کلمه بلده و اونم غلت غلوت حالا نمیدونم غلت غلوت رو همین جوری مینویسن یا نه )
- خوب بگید دیگه
- آهان باشه اهم اهم (این صدای صاف کردن گلوی دکتر بود به گیرنده خود دست درازی نکنید)
این جور افراد:
· ساعت چهار صبح که برای خوردن آب به سمت آشپزخانه میروند در بین راه ایمیل هایشان را چک میکنند
· وقتی مودم را خاموش میکنند احساس پوچی میکنند و فکر میکنند عزیزی را از دست داده اند
· این عزیزان بیش از دیگران در دانشگاه میمانند تا از اشتراک رایگان اینترنت استفاده کنند
· در نامه های پستی هم از شکلک های یاهو مسنجر استفاده میکنند مثل :d
· وقتی میخواهند بخندند به صورت دراز کش روز زمین و میخوابند و سر خود را نود درجه به سمت چپ میچرخانند( مانند شکلک یاهو مسنجر)
· تکالیفشان را به صورتhtml در می آورند و آدرس اینترنتی آن را به استادشان میدند
· سگشان هم برای خودش یک صفحه وب دارد
· خواب شبشان هم به صورت flash است (این علامت مشترک بین معتادان اینترنت و کامپیوتر است)
· اگر احیانا دارای فرزند پسر باشند بجای جواد آنرا java صدا میکنند
· همسرشان را به صورت aghamoon@work.com یا ayal@kitchen.com به دیگران معرفی میکنند
· آدرس منزلشان را به صورت http://isfahan.mardavij/esteghlal/no.14 روی پاکت نامه مینویسند
· همه دوستانشان یک @ در انتهای اسمشان دارند
· از این که در یک آگهی ترحیم نمیتوان آدرس email جدید مرحوم را نوشت ناراحت هستند
· تنها ارتباطشان با افراد منزل از طریق email است
· برای این افراد انتخاب بین پرداخت قبض آب و هزینه اشتراک اینترنت آسان است وقتی این سوال از آنها میشود آنها جواب میدهند باید یه مدت بی آبی را تحمل کرد
· بر روی کنترل تلوزیونشان هم double click میکنند
· سفرشان را در هواپیما در حالی طی میکنند که کامپیوتر نوت بوکشان روی پایشان و فرزندشان در جعبه بالای سرشان است
· برای این که یادشان باشد خانمشان چه قیافه ای دارد یک کلاه گیس روی مونیتور میگذارند
- مستشکریم آقای دکتر
- باز هم خارش دارم جانم من همیشه و در همه حال برای کمک به شما در خدمتم حتی برای شستن ظروف غذا و پاک کردن شیشه ....(در اینجا باز هم داشت با آبروی بنگی بازی میشد که مجبور به سانسور شدیم)
با تشکر از جوجه که این مصاحبه رو انجام داده بود خوب این هم از مطلب این دفعه..... ایشالا که شما معتاد نشده باشید اگه شدید حتما به مطب دکتر بنگی مراجعه کنید تا سریعتر درمان بشوید
آدرس مطب http://isfahan.mardavij/esteghlal/no.14
84/06/06
اینم به خاطر زگیل خان هر وقت تونستم مینویسم
سلام به همه که مطالب زیبا و آموزنده منو میخونن (نه دیگه خداییش یه دونه مطلب آموزنده نوشته بودم دیگه)
آره میگفتم این مطلب در مورد نحوه ذله کردن ملته ولی باید جنبه کتک خوردن هم داشته باشی چون خیلی از این مسائل باعث کتک خوردن شما هم خواهد شد
1. در مورد معلمان عزیز شما میتوانید از راههای زیر استفاده کنید
خاموش کردن چراغ کلاس (این در صورتی است که تا بوغی از شب سر کلاس میمانید و" زصبح واره تا شب دانش بجوی است " و هوا تاریک میشود) و کشیدن سر فحش یا پرتاب انواع اشیای دم دست به سمت معلم اعم از مداد کیف دفتر لنگه کفش کیا و.... به سمت معلم گرامی (البته در مورد معلم های بد کاربرد دارد)
قبل از ورود معلم به کلاس جلوی روش ازش خدا حافظی کنی وبهش بگی با دوست دخترم قرار دارم باید برم و بزنی به چاک و به اصتلاح (بازم تو دیکته این کلمه مجل دارم) دو در کنی
گذاشتن تخته پاک کن بالای در به نحوی که با باز شدن در تخته پاک کن رو سر استاد پایین بیاد
ریختن مقداری چسب قطره ای رو دستگیره در و بستن ان و انتظار برای چسبیدن استاد به در
کادو کردن آجر و دادن ان به معلم عزیز در روز معلم
گذاشتن انواع حشره جات زیبا(صد البته زنده) در کشوی میزمعلم اعم از سوسک ( بزرگ باشه بهتره ) کرم مارمولک و ...
کشیدن یه کلاه رو سر و صورت معلم و زدن پس گردنی ( البته اگه کلاهی که میگذارید نازک باشه مثل من به مدت یک هفته از مدرسه اخراج میشوید)
انداختن تیکه های جالب موقع درس که باعث خراب شدن استاد یا حد اقل بهم ریختن کلاس بشه
گذاشتن جاروی دسته بلند پشت در بسته کلاس به نحوی که وقتی معلی در را باز کرد تلپ بیفته جلو پاش
انداختن انواع ترقه سر کلاس یا دادن خودکار ترقه ای به استاد برای گرفتن امضا
2. مردم کوچه بازار هم پایه ای برای خنده میباشند که میتوان از ان ا ستفاده کرد مثل
زدن زنگ و در رفتن اونم ساعت 2 ظهر یا اینکه زنگ بزنی وقتی ور داشتن بگی پلاستیک پاره دمپایی پاره اهن قراضه خریداریم
مسخره کردن لباس مردم مثلا با رفیقت با هم داد بزنید مثلا بگید وای شلوار دختره رو درز دم کو...ش باز شده یا این که بری جلوی خانومه الکی بگی ببخشید زیپتون بازه وقتی سرخ شد کلی بخندید (لازمه این کار یکم بی ادبی است که به خندش می ارزه)
مردومو سر کار بذاری و اخرش هم بگی دوربین مخفی بود
بری در مغازه و 500 تا چیز سفارش بدی و از همه چی ایراد بگیری اخرش هم چیزی نخری و بیای بیرون
بری ساندویچی و همبرگر سفارش بدی و وقتی اماده شد بگی من چیز برگر میخواستم و یه داد و قال حسابی راه بندازی و اخرش هم بیای بیرون و پول ندی
به یه دختر سریش بشی و مخشو بزنی که بیاد تو کوچه بعدش تو سر کوچه وایسیی و بهش بخندی یا دو ساعت رو مخ یه دختر کار کنی که سوار ماشین بشه وقتی اومد سوار بشه یه تیک اف با حال و برو تا بریم
تو سینما همش از این لیزر ها بندازی رو پرده یا چراغ قوه بندازی تو چشم مردم
زنگ بزنی خونه مردم بگی شماره مورد نظر شما در شبکه وجود ندارد
پشت چراغ قرمز تو صف اول وایسی وقتی چراغ سبز شد وایسی بوق بزنی
تواوتوبوس بین شهری (یعنی از شهری به شهری) تمام شب با زنگ موبایلت بازی کنی
3. برای یه کم شوخی با پلیس شما میتوانید کارهای زیر را انجام بدهید البته یکم مخطر است (یعنی خطر داره ولی می ارزه)
زنگ بزنی به اداره پلیس و هر چی گفت تو هم تکرار کن
سر چهار راه وایسا و یه صوتم بگیر دستت هر چی صوت زد تو هم صوت بزن یا به این الگانسی ها سریش شوخواهش التماس کن بگو میشه سوار بشم یکم تو شو نگاه کنم (البته اگه سبز باشه با کمال میل قبول خواهد کرد تازه یه دور هم اینور اونور میبردت )
یه بوق دری وری بذاری مثل اژیر پلیس بعدش راه بیفتی پشت ماشین پلیسا ( البته اگه مثل من تونستی فرار کنی که هیچ اکه نتونستی بازم هیچی )
اگه دیدی یه ماشین پلیس سر کوچه وایساده اگه تو کوچه کار هم نداری بپیچ تو کوچه و اونقده بوق بزن تا راهو واست وا کنه
دست خواهرتو بگیر برو جلوی کیوسک منکرات وایسا بلند بلند با هم بخندید (البته اگه هم سن میزنید کاربرد داره . مثل کیا ور نداری خواهرت 2 سالتو بغل کنی ببری بعدشم بیای از من شاکی باشی )

