84/07/27
یه گزارش ببینید
گزارش سیاسی هفته بنگی اکسپرش (خبر گزاری رسمی خوابگاههای دانشگاهی)
طبق گزارش های رسيده از دانشکده متالورژی در پی به قدرت رسيدن دکتر ضایع (زارع) که از اصلاح طلبان راديکال می باشد (چون استاد ریاضی بوده) وی با مسدود کردن دستشويی آقايان اقدام به نوسازی پايه های قدرت (مستقر در مستراح) نمود. اين اقدام وی خشم دانشجويان رو به انقراض پسر را در پی داشت (مورد توجه مسئولین) که بايستی خود را تا ساختمان خوابگاه خواهران نگه می داشتند. يکی از دانشجويان به خبرنگار ما گفت که به چشم خود دانشجويانی را ديده که به سرعت می دويدند. ب.ب دانشجوی ديگری است که معتقد است با اين اقدام جوانان ديگر جايی برای تخليه خود نخواهند داشت. از سوی ديگر پ.ن نگرانی شدید خود از اين که دامنه اصلاحات به دست شويی ساختمان خوابگاه دختران کشيده شود ابراز کرد. دانشجوی ديگری نيز با شرم و حيا از مشکلات بهداشتی پيش آمده در مسير ساختمان خوابگاه می گويدکه به علت موجود نبودن رخت کن عزیزان در میان درختان اقدام به تعوض لباس میکنند.
دختران هم پای پسران
دانشجويان دختر نيز به شدت در نگرانی به سر می برند. ص.ص در حالی که از ترس می لرزد می گويد: اگر دست شويی مارو هم اينجوری کنن چی؟ کجا ميک آپ کنيم؟
فشار زيادی که اين اصلاحات بر دانشجويان تحميل می کند باعث شد تا برای اولين بار در دست شويی ويژه اساتيد بر روی دانشجويان باز گردد. اين دست شويی که مطابق با آخرين استاندارد های روز جهان ساخته شده است به شکل دوره ای توسط کارشاناسان انگليسی مورد بازبينی دقيق و کنترل کيفيت قرار می گيرد. همچنين اين دست شويی علاوه بر استاندارد ملی ايران موفق به کسب ايزو چهارده هزار برای مديريت محيط زيست شده است. گشايش درهای دست شويی ويژه اساتيد نيز واکنش های متفاتی را به دنبال داشته است.
يک از تحليلگران مسائل مستراح می گويد باز شدن دست شويی اساتيد به روی دانشجويان موجب شفاف سازی روابط استاد-دانشجو خواهد شد که بازده آموزشی را بالا برده و در نهايت مقدمات صنعتی شدن کشور را فراهم می آورد. از سوی ديگر سطح بالای استاندارد های بهداشتی اين دست شويی ها سطح سليقه دانشجويان را ارتقاع داده و موجب بالا رفتن سطح بهداشت جامعه می شود. اما پ.ن معتقد است که دست شويی اساتيد فاقد جو صميمی لازم است، وی می گويد: خودمونيم تو روت می شه جلو چهار تا استاد بگوزی؟ وی همچنين سنگ مثانه را تهديدی جدی برای امنيت ملی دانست و اضافه می کند رنگ بوی اين مشکلات هيچ کمکی به شفاف سازی روابط و ارتقاع سطح بهداشت عمومی نخواهد کرد.لازم به ذکر است که پيش از اين اساتيد در پشت در های بسته اقدام به دست شويی کردن می کردند.
اسناد دست داشتن گروهک آهورا يزدی در وقايع دست شويی آقايان
از ديگر سو چند شب پيش. دکتر آهورا يزدی معروف به چوپان دروغگو مسئوليت اين اقدام تروريستی را پذيرفت و گفت اين اقدام در سلسه اتفاق هايی که منجر به نابودی رژيم خواهد شد انجام شده است. دکتر آصفی که برای تکذيب ادعا های قبلی اهورا با خبرنگاران سخن می گفت با شنيدن اين خبر از خبرنگار ما اون قدر خنديد تا دچار ايست قلبی شد و در گذشت. مراسم تشيع پيکر وی فردا از برابر سفارت ايران در برلين انجام خواهد. اتوبوس جهت بهشت زهرا و بساط بخور بخور در محل موجود است. حضور شما مورد تسلی خاطر آن مرحوم و شادی روح بازماندگان خواهد بود. لازم به يادآوری است که وی به زودی خبر فوت خود را تکذيب خواهد کرد.يک تحليل گر سياسی نيز اين اقدام را بدون ارتباط با نزديک شدن به انتخابات آمريکا نمی داند و میگوید کار، کار اینگیلسی هاست.
چند وقت پيشم يه فکر جالب زد به سرم. از اون فکر هايی که اگر توی حموم به سر يه نابغه بی حيا بزنه، عفت عمومی جريحه دار ميشه میگما یه روز قرار بزاریم همه جمع بشیم یه جا همدیگه رو ببینیم ایول بزار شورتمو بپوشم برم تو خیابون که عفت جریحش خراب نشه ایول
بابا من هم ته فکر بودم ها خودم نمی دونستم...
فعلا بای فظ
84/07/16
خاطره قسمت اول
سلام به همه عزیزان
می دونی چیه اون روزا که دبیرستان بیدیم چه کارا که نمی کردیم
امروز میخواهم از خاطرات دبیرستانم براتون بگم ولی طبقه بندی شده این کارو میکنم(اینو از قلم چی یاد گرفتم همه چی طبقه بندی شده) از اوایل دبیرستان شروع میکنم بعدش میرم بالا تا پیش دانشجویی و دانشگاه و بعدشم دیگه پیر شدم فعلا همینو داشته باشید تا بعد................
1
آره ننه دلم بگه برات که(جَووووو ننه شهرزاد گرفته) یه روز از روزایی که ما توی مردسه درس میخوندیم (آخه این روزا جزو روزهایی هستند که کلا دراقلیت بودند) رفته بودیم سال دوم که ریختنمون تو یه کلاس رویایی به نام B3... این کلاس که تشکیل شده بود از جمعی افراد درس خوان و علاقه مند به درس و مدرسه از همان اول باعث به وجود آمدن یکسری مشکلات در مدرسه شد.... در همان روز اول یه اکیپ تشکیل دادیم که این اکیپ در مدرسه امر به هم ریختن مدرسه را بر عهده گرفت و از هیچ کاری کم نگذاشت وتقریبا هیچ کس از دست این اکیپ سالم در نرفت این کلاس به شکل یک تک کلاس در طبقه همکف مدرسه بود که در کنار نماز خونه و دفتر ناظم سال دومی ها قرار داشت حالا یکی دو تا از خاطرات سال دوم رو براتون بگم :
یه بار با سقوط (اسم مستعار بغل دستیم بود ) سر کلاس هندسه آقای سید حسینی نشسته بودیم و سید حسینی هم داشت ماتریس X را درس میداد که ناگهان احساس کردیم جامون تنگه و باید میزها رو به جلو هل بدهیم (اینم بگم که جلوی ردیف ما با فاصله یک میز خالی دیوار بود ) این بود که پاهای مبارک را پشت میز جلویی گذاشتیم و 1...2....3 آتش و حالا سال 2000 کلی لی لی لی لی.... میز جلویی همچی با دیوار برخورد کرد که گویی آهن کوبند آهنگران دو نفر میز اولی ها با صورت رفتند تو دیوار و آقای سید حسنی که یه سکته ناقص زد تازه فهمیده بود که چه خبر شده دادش در اومد که بنگیییییییییییییییی سقوططططط و به طرف ما حمله ور شد که من و سقوط فرار را بر قرار ترجیح داده و از روی میز ایتس ایتس (اسم مستعار یکی از بچه ها) اینها پریدیم و از اون ور کلاس فرار کردیم سقوط در رفت ولی من واستادم پشت در کلاس (اینم بگم که کلاس ما چهار تا پنجره تو حیاط مدرسه داشت ) سقوط رفت پشت پنجره کلاس ولی من در یه عملیات انتحاری پشت در بسته کلاس واستادم یه کم که کلاس آروم شد رفتم یه تی (اینم نمی دونی چیه؟؟؟ وسیله ای است برای تمیز کردن زمین....خانوما خوب بلدن ) از تو موتور خونه آوردم و گذاشتم پشت در کلاس و در زدم وقتی سید حسینی (معروف به آبادان 11 به خاطر داشتن یه پیکان 42 با پلاک آبادان 11) درو وا کرد تی افتاد جلوش و یه جیغ بنفش کشید که تمام مدرسه لرزید من هم سریع فرار کردم رفتم پیش سقوط پشت پنجره کلاس دیدیم آبادان 11 داره داد میزنه بنگی سقوط بیاید تو.......... ما از انجام این کار به خاطر مسائل جانی (آخه میترسیدیم بزنیم بکشتمون ) خودداری کردیم که یهو داد زد مگه من مامانتونم که برا من ناز میکنید؟؟( البته اینو با یه لهجه ته آبادان به علاوه یه کم نازمیگفت که آدم میترکید از خنده ) و اسم ما دوتا رو تو دفترش خط خطی کرد که یهو بابکی ملخ (اینم اسم مستعار بابکی بود) داد زد هوووووووی عمو(بابا عموش نبود که تیکه کلام ملخ بود) حواست کجاست اسم منو خط زدی و همه زدند زیر خنده آبادان 11 هم که عصبانی شده بود دفتر کلاس رو پاره کرد و رفت پیش مدیر مردسه تو این وضعیت بهترین کار چی بود؟؟؟؟...... تعطیلی کلاس بچه ها هم که همیشه آماده برای فرار بودند همه پا شدن رفتیم چایی خونه یه دوغ و گوشفیل توپ زدیم (بابا کلاس کلا یه دست بود نخاله تو کلاسمون نداشتیم همه پایه برای همه جورعملیات خارق العاده ) که بعد از این ماجرا کل کلاس به مدت یک هفته به حالت معلق در آمد و وقتی دیدن ما بجای التماس خواهش می ریم میگردیم وعین خیالمون هم نیست روشون کم شد و سه نمره از انظباط همه کم کردن و کلاس رو دوباره تشکیل دادن..
این بود اولین خاطره که در هفته اول سال دوم برام اتفاق افتاد بشینید پای کامپیوتر تکون هم نخورید تا من هفته دیگه قسمت دوم رو بنویسم باشه!!!!!!!!مگه نگفتم تکون نخور صاف بشین دست به سینه اهان چهار زانو بشین رو میز( نه ضایس همون جوری بشین) آفرین دفتر مخشتو بیار یه مهر 1000 آفرین واست بزنم خوب دیگه پر رو نشو برو بشین فردا هم مامانتو بیار
فعلا بای فظ بنگی

