84/08/30
ضد حال
ضدحال يعني وقتي يه قرار لطيف تو اينترنت داري کانکت نشي
ضدحال يعني وقتي منتظر فيلم مورد علاقت هستي برق بره
ضدحال يعني بعد از کلي مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو
ضدحال يعني روز تولدت دوس دخترت جلوي دوستات فقط يه شاخه گل بهت بده و تو هم جلو همه سوسک بشي (وای ولی جوجوی من جلو یه نفر دیگه یه چیزی به من داد اااااااااااااااااااا دل همتون آب )
ضدحال يعني يه جلسه سر کلاس نري فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه (من که همیشه نمیرم همیشه هم استاد حضور غیاب میکنه بین چی میکشم)
ضدحال يعني با شکم گرسنه بري تو صف ژتون ولی غذا تموم کرده باشن
ضدحال يعني يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيري مادر شوهردختر خاله مامانت فوت کنه
ضدحال يعني قبض تلفن بياد ۹۸۴۵۴۶۴۶۵۴۱۳۲۱۴۶۵ تومن...!!
ضدحال يعني بعد از کلي مخ زدن تو اينترنت همينکه بياي به نتيجه برسي اشتراکت تموم بشه
ضدحال يعني با9.75 افتادن
ضد حال يعني يه شلوار خوشگل بخري همون روز اول گير کنه به صندلي پاره بشه (شانس بیاری جای دیگت پاره نشه اون ضد حالش بدتره)
ضدحال يعني صبح ساعت7 بري سر کلاس استاد نياد
ضدحال يعني بعد اينکه کلي افه زبان اوومدي نمره زبانت بشه 10
ضدحال يعني داداش کوچيکت دوشاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق
ضد حال يعني بري عروسي خانمها و اقايون جدا باشن
ضدحال يعني تو اتاقت فيلم نگاه ميکني همينکه ميرسه جاي.........مامان يا بابا بياد تو(منظورم جای اکشنش بود)
ضدحال يعني هيستوري رو پاک نکني همه ايميلاتو داداشه فضولت بخونه
ضدحال يعني کارگردان شدن حنا مخملباف
ضدحال يعني خواننده شدن ميناوند
ضدحال يعني پژو آر- دي سبز
ضدحال يعني فيلم ژاپني
ضدحال يعني عشق يه طرفه
ضدحال يعني صبح روزي که با دوستات ميخواي بري کوه بارون بياد
ضدحال يعني از سرويس دانشگاه جا موندن
ضدحال يعني با ماشين بابا جريمه شدن (مثل من و جوجو اونم به مقدار 7000 تومن )
ضدحال يعني سلام کني جوابتو ندن
ضدحال يعني عينکت سر جلسه امتحان بيفته زمين بشکنه
ضد حال يعني سر جلسه امتحان خودکارت تموم بشه
ضدحال يعني با دوست دخترت بري کافي شاپ دایی و زن داییت هم اونجا باشن
ضدحال يعني تاکسي سوار شي وسط راه بنزين تموم کنه
ضدحال يعني دفترچه تلفنتو گم کني
ضد حال يعني اونيکه خيلي دوستش داري رو نتوني ببيني (مثل من که جوجو رو دیر به دیر میبینم)
ای این اخری خیلی حالمو گرفت من برم یه کمی بخورمش تا بعد
بای فظ بنگی
84/08/23
کلاس
آقا این مطلب فقط به خاطر نی نی نوشته شده و ارزش دیگری ندارد......
میخواهی با کلاس باشی؟
آقا اگر شما ذاتا" انسان با کلاسي هستيد که هيچ !!! اگه هم نیستی بايد از هر فرصتي براي نشان دادن با کلاس بودنت استفاده کنيد . شايد باورتون نشود ولي شما مي توانيد از جراحت خود نيز براي کلاس گذاشتن استفاده کنيد(مورد توجه نی نی که زخم و زیلی شده ) فقط کافيه جواب هاي زير را با اندکي قيافه موجه بيان کنيد:
*. اگر شصت پات زير اجاق گاز گير کرده واونو باند پيچي کردی هرکی پرسید بايد جواب بدی : "موقع تکان دادن پيانوي بابام پام مونده زيرش"
*. اگرمثل من کارگری و صورتت بر اثر جوشکاري زير آفتاب سوخته بايد بگی : "از اسکي آخر هفته نمي توانم بگذرم" ( البته من میگم کنار اقیانوس بودم برنزه شدم )
*. اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براووی یکی از بچه ها جلوي مدرسه دخترانه زمين خوردي در جواب بايد بگی : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کرديم" (حتی هوندا هم نه فقط ۱۰۰۰)
*. اگر انگشت دستت به ماهيتابه پياز داغ چسبيده بگو : "ديشب با قهوه جوش اينجوري شد"
*. اگر با چکش زدی رو ناخونت و شکستیش بگو : "به سيم گيتارم گير گير کرده"
*. اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپني زير چشمت کبود شده باید بگی : "چند روز پيش توپ تنيس به صورتم خورد"
*. اگر رو صورتت چهار هزار تا جوش خفن براثر خوردن خرماي خيرات و چاي و شيريني زده باید بگی: "خواهرم از هلند شکلات زيادي اورده "
*. اگر ميني بوستون تو جاده خاکي چپ کرد و حسابي مجروح شدي (مثل نی نی) بسيار عصباني بگو : "الکي مي گن زانتيا ايربگ داره "( البته نی نی گفته تو مدرسه لیز خوردم اینم میشه ولی کلاس نداره مگه این که بگه تو مدرسه غیر انتفاعیمون این همه پول دادیم بازم زمین خوردم)
*. اگر کف دستت به قوري یا سماور چسبيد بگو:"حواسم نبود ميله ي شومينه زيادي داغ شد"
*. اگر موها و ابروهات در چهار شنبه سوري سوخت بگو:"بچه همسايه را از ميان شعله هاي آتش بيرون کشيدم! (البته از اون به بعد یا سوپر بنگی یا فردین صدات میکنن )
ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي ؟ راستی اگه نیاز داشتی موارد دیگه ای رو هم یاد بگیری بگید تا براتون با ایمیل اختصاصیم براتون بفرستم باشه فعلا بای فظ بنگی
84/08/15
خاطره قسمت دوم
2
اون موقع ها که ما درس (آخه هیچ وقت نمیخوندیم) میخوندیم امکانات نبود که ما بیچاره ها باید تا بوغی از شب در مدرسه درس میخوندیم تا مدرسه دخترونه تعطیل بشه و همه دخترا برن خونه (تا یه وقت ما مزاحمشون نشیم ما هم اکثرا زنگ آخر رو دو در جلوی مدرسه دخترونه) بعدش مدرسه ما بتونه تعطیل کنه به همین علت ما تا بعد از تاریکی تو مدرسه بودیم تا خانوما تشریف ببرند خونه یه روز از این روزا که ما تا بوغی از شب سر کلاس بودیم و هوا هم به شدت تاریک شده بود وکفعمی (معلم کوتوله عربی معروف به آیییه کفنی) داشت هنوز افعال منفصل و متصل رو توضیح میداد یهو داوود پا شد از کلاس رفت بیرون چهار پنج دقیقه بعد بود که صدای انفجاری محله رو تکون داد و یهو برق همه جا قطع شد ما هم که آماده برای انجام عملیات خارق العاده دیگه هرچی دم دستمون بود به طرف کفنی پرتاب میکردیم کیف مداد خودکار دفتر کتاب (البته منظورکتابای دیگرانه آخه خودمون کتاب نمی بردیم مدرسه نیازی نبود چیز مهمی توشون نبود) لنگه کفش و ....... یهو دیدیم یکی داره میگه آی آخ نزن....... تازه چشمم به تاریکی عادت کرده بود که دیدم سقوط کنارم نیست دقت کردم دیدم واستاده کنار کفنی و داره میزندش کفنی هم هی میگفت آی نزن ترو خدا آروم تر بزن....... نزن تو سرم بزن تو پام آییییییی جون ننت نزن ترو خدا آی چشمم نزن تو چشم بزن تو پام من هم سریع جو گرفت مثل اسپادربنگی (یکی از القاب من) از رو میزا دویدم تو این مسیر چند بار پام خورد تو سرو کله بچه ها خودمو رسوندم به میز اول از رو میز اول خودمو پرتاب کردم طرفش تا موقعیتش رو تو تاریکی شناسایی کردم من هم شروع کردم به زدن(آی که چه حالی میداد آخه دلمون از دستش پر بود.... معلم عربی بود دیگه) همین جور که ما داشتیم کفنی رو میزدیم یهو دیدیم صدای ناظم مدرسه که دفترش کنار کلاس ما بود میاد انگاری اومده بود تو کلاس ولی ما نمیدیدیمش اونم ما رو نمی دید داد میزد کیه نزنیدش..... ما همین جور داشتیم میزدیم که صدای آخ و اوخ اونم بلند شد آره سقوط بود داشت ناظم رو میزد یهو از شانس بد ما برق اومد و تا اومدیم در بریم ناظم یقه سقوطو گرفت کفنی هم پاچه منو گرفت سقوط داد میزد آقا لو رفتیم ضایع شدیم........ دو هفته از مدرسه اخراجمون کردن ولی ما چیییییییی اونقده اذیت کردیم که بعد از یک هفته دیدن به نفعشونه ما سر کلاس باشیم دوباره رامون دادن سر کلاس راستی گفتم داوود رفت بیرون بعدش صدای انفجار اومد و برق رفت آره داوود رفته بود بیرون دیده بود در تابلوی برق زیر دکل روبروی مدرسه بازه اینم نامردی نکرده بود رفته بود یه میله از دم یه ساختمون نیمه کاره ورداشته بود آورده بود انداخته بود اون تو و باعث انفجار شده بود که 4-5 تا از پیرمردای بیکارمحل دیده بودن و بعدن اومدن تو مدرسه لوش دادن و اونم مثل ما از کلاس اخراج شد وکلی خندیدیم ولی خداییش اگه یه شب برق تو مدرستون رفت بگیرید همه رو از دم بزنید اییییییییییییییییی حال میده یه چی دیگه هم بگم.......
آره گفتم که ما ساعت 4-6 عصر با کفعمی کلاس داشتیم و اون موقع هم تو زمستون هوا تاریک بود ما هم بعضی وقتا میرفتیم میز اول میشستیم تا کفنی بر میگشت طرف تخته میپریدم لامپو خاموش میکردم و فحش بود که نثار روان پاک آییییییه کفنی ( روان پاک شده بود بیچاره ) میکردیم یعدشم تا کفنی میاومند لامپو روشن میکرد همه بغل دستیشونو نشون میدادن میگفتن اقا این بود کفنی هم بی خیال میشد و ما کلی میخندیدیم آره اینم یه خاطره دیگه از اون موقع ها فعلا تا شما اینو میخونید من برم یکم تلوزیون نگا کنم باشهههههههههههههه
شعار این هفته : تا خون در رگ ماست معلم دشمن ماست..... مرگ بر عربی (از هر نوع 1 یا 2 یا 3فرقی نداره)مرگ بر ریاضی (اعم از دیفرنسیل جبر هندسه ریاضی عمومی و....) مرگ بر برادران سینوس تانژانت و کتانژانت و کسینوس
الهی آمین
بای فظ بنگی
84/08/06
دعوا داری
ااااااااااااااااااااااااااااااه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
اینم شد زندگی؟
بابا همه به آدم گیر میدن صبح داشتم از بیمارستان بر میگشتم رفته بودم جواب آزمایشامو بگیرم چهار راهو رد کردم اومدم پارک کنم حواسم به ماشین پشتی نبود که داره از پارک در میاد دو تا بوق زد حالا من هم اعصاب قاطی گفتم خوب بابا.... یهو دیدم کله شو تا دم ناف از تو پنجره سمند کشید بیرون(خانومای عزیز توجه داشته باشید تاکسی های محل ما همشون سمند هستند بابا محله مایه دارهاست دیگه.....) آره شروع کرد گیر دادن که چی گفتی ؟؟؟؟ جرات داری یه بار دیگه بگو تا حالیت کنم و از این شرو ور ها من هم از ماشین پیاده شدم و به علت مقداری قاطی بودن گفتم حالت خوبه؟؟؟؟؟؟ برو حاجی خدا روزیتو یه جا دیگه حوالت کنه که یارو داغ کرد اومد از ماشین پیاده شه در عین حال در حال گفتن ذکرهای بد و بی ناموسی بود که دیدم دیگه نمیشه خودمو کنترل کنم و تا درو وا کرد و پاشو گذاشت زمین درماشینشو بستم رو پاش آخش تا طبقه 11 آسمان رفت و هی داد میزد ول کن تا بیام پایین بهت بگم من هم میگفتم نه همینجا بشین و بگو که شروع کرد به فحش دادن من هم دستمو ول کردم تو صورت حج آقا و دماغ گرامی حج آقا رو پر خون کردم و تا دیدم که چند تا از راننده تاکسی های خط حمله ور شدند به طرف ما فرار را بر قرار ترجیح داده و با 7 تا بخیه رو شیکم فرار کردم ولی میخواهم نتیجه بگیرم آقا اعصابت خورده چرا به من گیر میدی؟؟؟ هان .... نه خودمونیم چرا؟ دارم از خود تو میپرسم!!! آره از تو!!!! تو که اینجایی.. آره خودتو میگم..... بگو دیگه!!! چرا پشت سرتو نگاه میکنی؟؟ آره با توام کچل !!! هوی چرا یابوآب میدی؟ جواب منو بده!!! میزنم چک و لقدیت میکنم ها ..............................(این نقطه ها یه سری فحش بد و بی ناموسی بود اعم از بی شور خر الاق کثافت دیوونه و........)تا با شما درگیر نشدم برم پی کارم کاری ندارید؟
قربوق شما بای فظ

