85/10/29
تعطیل
سلام بچه ها
خوبید؟ چرا میزنی حالا باشه سلام بزرگا خوبید؟ خوب شد
بعد از پست تعطیلی به این فکر افتادم برای این که به دهان استکبار جهانی بکوبم تا چششون در بیاد و این وبلاگو دوباره را بندازم همونجوری که یه نفر تو نظرا گفته بود شاید جوجو یه جای دیگه دنیا باشه بتونه این وبلاگو بخونه
آره تو این چند وئخت خیلی زندیگی بر ما جالبناک گذشت که حالا تو پستای بعدی میگم
خب فقط واسا این دفعه بگم که آره یه دوست پیدا کردم که روزا همش با منه هر جای میرم بیرون با من میاد ولی شبا نیست .....![]()
یکی منو راهنمایی کنه این دوستمو چی کار کنم که شبا هم با من باشه
من تمام روز باهاشم ولی شبااااااااااااااا وختی دلم میگیره این کره خر هم نا پدید میشه
این دوست جدید من سایه منه...........
از این به بعد از خاطرات منو سایم بیشتر براتون مینویسم
85/10/23
نوبتی هم باشه نوبته منه که بیام اینجا واسه اعتراف .....آخه نی نی نازه منو تو این جشن یلدا دعوتیده..
اعتراف میکنیــــم ......
1- یه روز تو آموزشگاه داشتم اینترنت درس میدادم یهو یه صدایی اومد بنگی اقرا سایت دانشگاه فهو چک امتحاناتک تاریخی.......(ترجمش میشه هویــــــی برو سایت دانشگاه تاریخ امتحانا رو چک کن) منم رفتم تو سایت حالا اون روز چندم بود ؟؟؟؟ نوزدهم....... یه نگا انداختم دیدم امتحان اولی رو نوشته بیستم ساعت 8 صب یه کم مخمو خاروندم گفتم خوب 19 بعدش میشه چند ؟ میشه 20 ؟ 20؟ نهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
2- دومیش اینه که وختی بچه بودیم میرفتیم آلوچه میخریدیم ( دونه ای 2 ریال آخر ارزونی بود) میخوردیم هسته هاشو جم میکردیم میرفتیم رو پل هوایی میزدیم تو شیشه ماشینا بعد یارو میزد کنار میومد بالای پل مارو بگیره ما از اون ور در میرفتیم....
3- ظهرا میرفتیم دم یه خونه که داشتن اونو میساختن قیر کش میرفتیم بعد میرفتیم در خونه ها قیرو میچسبوندیم رو زنگشون فشار هم میدادیم که کنده نشه در میرفتیم........البته یه بار گرفتنمون آوردنمون دم در خونه تحویل بابامون دادنمون.... شبش بابام بهم شام نداد......
4- یه بار داشتم تو کوچه دختر همسایمونو میزدم اونم جیغو داد میکرد.... تا باباش اومد دم در که ببینه چی شده بغلش کردم گفتم عزیزم چرا گریه میکنی؟ باباش داشت شاخ در میورد دختره میگفت بابا این منو زد....من میگفتم نه گریه نکن عزیزم خودم میرم میزنمش... بعد باباش گفت ببین چه دوست خوبی داری دختره صدای جیغش 7 برابر شد......
5- یه بار تو مدرسه یه دوست داشتم خجالتی بود (دبستان) یه بار با هم تو حیاط مدرسه داشتیم بازی میکردیم من با توپ زدم تو شیشه یکی از کلاسا بعد تا ناظممون اومد تو حیاط ببینه کی بود!!!!! منم در کمال نا مردی تا ناظم اومد پرسید گفتم خانم سعید بود ناظممون هم اونو گرفت به باد کتک منم به ناگاه در رفتم....
اینم از اعتراف نامه من .....بازم اعترف دارم ولی 5 تا بسه خوب دوس میدارم سه نفری رو که باید انتخاب کنم اینا باشن
1- دختر بچه مثبت
2- بچه اسکیزو فرنی
3- یه جوجه تقلبی
بای فظ بنگی
85/10/14
چه خبرا
خوبی
امروز اومدم یه حال اساسی بهتون بدم بعد از مدتها ......
الان یه چن وخته من میرم سر کار زیاد وخت ندارم بیام اینجا رو آپ دیت کنم ......راستش برخی وختا ( برخی رو حال کردی نشون میده که فارسیم چقد خوبه )اونجا (تو آموزشگاهی که کار میکنم ) یه اتفاقایی میافته که بیا ببین حالشو ببر مثلا چن روز پیشا سر یکی از کلاسام یه شاگرد دارم اسمش نازیه برگشت گفت استاد این قسمت اینجوری حل میشه من هم حواسم نبود گفتم نازی نازی تو غلط میکنی.....
اونو میگی انگار آهن کوبند آهنگران ( میدونی چند وخت بود ضرب المثل براتون رایت نکرده بودم؟) همچی سرخ شد که انگار دوباره آهن کوبند آهنگران بیچاره شده بود رنگ البالو خشکه
( آخه سنش بالاس صورتش مثل آلبالو خشکه چینو چروکیه) آره قربونش یه روز دیگه هم که داشتم سر کلاس درس میدادم یهو جو گرفت رو تخته بنویسم فارق الطحصیل( نمیدونم همین که بچه مثبت شده) همین که دیگه نمیری دانشگاه بهش همونو میگن حالا املاشو بلد نبودم همینجوری که این بالا نوشتم اونجا نوشتم دیدم 65 نفر عین کلاق (اینم از اون کلماتیه که تا آخر عمرم هم نمیفهمم چجوری نوشته میشه) دارن میخندن
بابا چیه خب مگه نمیشه استاد بنگی قلت املایی داشته باشه حالا یه سری کلماتی که هنوز استاد بنگی نفهمیده چجوری نوشته میشه
از سری کلماتی که بنگی غلط مینویسه میتوان به سری زیر اشاره کرد ....
غورباغه...قورباقه ...غورباقه.....غوقابه....قورقوری......قورباغه
قسطنتنیه ...غسطنطنیه.... قثتنتنتنتنتنتن(سوزنش گیر کرد ) .....قصتنطنیه......( اینو اگه بخام اشکال گوناگونشو براتون رایت کنم تا صب باید بشینم اینجا )
اسقر....اصقر.....اثغر....اضغر....اصقر.....اصغر
فارق التهصسل.....فارغ التهثیل.....(اینم مثل غسطنتنیه نمیشه همه اشکالو رایت این دیس وبلاگ کرد)
.
.
.
راستی بنگی پس از نایل شدن به دریافت مدرک افتخاری مربی گری بین المملی کامپیوتر
(اینم از همون بالایی هاست نفهمیدم بین الممل ها چه خبره که همش میگن بین المملی) دیگه از پذیرفتن هر کور کچلی به عنوان شاگرد خود داری مینماید و تا اطلاع سانوی (اینو چجوری مینویسن ؟) از التماس و خاهش خود داری کنید ....
فعلا باید برم جایی..... چی کار داری کجا !!! اگه میشد که میگفتم ...اااااااا چرا گیر دادی بابا میخام برم جیش کنم داره میریزه تو شلوارم 
راستی اگه کسی بتونه به من این املا رو یاد بده جایزه توپی براش در نظر گرفتم ( این جایزه ویژه خواهران عزیز است برای براران چیز دیگه ای در نظر گرفتم ) حالا بگو جایزه خانوما چیه؟......آفرین دختر گلم کی بود اینو گفت؟ شما بودین ....دس بزنید براشون به به دخمل گلم تو چند سالته عزیزم ......7 سال عمو بنگی...به به مورد توجه اونایی که میگن تحاجم فرنگی......( جایزه : شماره تلفن عمو بنگی )هووووووو کی بود گوجه زد به من؟ چی میگی تو ؟ آهان جایزه پسرا چیه؟ خب واستی الان میگم یه دستگاه ماتیز پلاستیکی ........ اوی ریخت.......من رفتم
85/10/05
بنگی مرد
ایا این روش زندگی درست است؟ آیا این همه زجر که میکشیم به چه معنی است ؟ آیا حق است یا ناحق ؟ و هزاران آیای دیگه .....من باید زجر بکشم؟؟؟؟؟ چرا؟؟؟؟؟ آیا باید دقیقا تمام این دوران شیرین جوانی را به عذاب گذراند؟ آنها که مرا میشناسند میدانند که چه میگویم ....امید به روزی که این بند باز شود و رها شوم.....به عزیزم بپیوندم که تمام زندگی من از اوست اوست که مرا آفرید و صاحب من است....به امید روز که آنقدر روحم جلایابدتا لیاقت پیوستن به او را داشته باشم
به امید رسیدن به جلای روح ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
85/10/04
رووووووووووووححححححححححححححححححح
اینی که نوشتم نفهمیدید معنیش چی بود نه؟
واستی تا بگم.....
پریروز ساعت ۱۱ونیم شب بود که عمو هومن اومد دم در گفت بنگی وخی تا بریم یه جای خب؟ گفتم کوجا گفت بیا تا بت بوگم......
ما هم پاشدیم رفتیم با این عمو هومن ببینیم کجا میره... چشمتون روز بد نبینه ما رو ورداشت برد یه جلسه احضار(شاید هم اضحار شایدم اهزار نمیدونم ) روح اونقده خوش گذشت یه سری آدمای خل و چل و دییوووونه اومده بودن روح احضار کنن .. منو این هومن هم که به این چیزا اعتقاد نداریم پاشده بودیم عنر عنر رفته بودیم اونجا ... اولش که یه مقوا بود رو میز و یه مشت حروفو اینا روش نوشته بود بعد همه نشستنو یه نعلبکی آوردن و یکی که معلوم بود این کاره است( از کجاش معلوم بود نمیدونم) هی دستور میداد که صلوات بفرستید و دستتونو بزارید رو نعلبکی و هی میگفت روح عزیز اگه هستی حضورتو به ما نشون بده منم یهو یه جیغی زدم که خودم از ترس خودمو خیس کردم حالا بقیه رو نمیدونم ....فک کن اتاق تاریک
یک حالی داد هر کی داشت از یه ور میدوید بعد گفتن چرا جیغ زدی گفتم احساس کردم یه سوسک رو پام داره قدم میزنه ....دوباره کور کچلا جمع شدن .... یهو (معلوم بود یکی داره میکشدش ها)نعلبکی حرکت کرد منم از این ور نعلبکی رو کشیدم هومن هم که فهمید اون هم از اونور شروع کرد به کشیدن دیگه بکش بکش بود دیگه جاتون خالی یهو هومن کشید من ول کردم نلعبکی قیژ صدا کرد و شوت شد رو زمین من هم قه قه زدم زیر خنده یک حالی بردم که نگو
دیگه آقای اینکاره وقتی فهمید منو این هومنه تنمون میخاره و همه رو گزاشتیم سر کار شاکی شد و با فحش از اون مجلس ما رو بیرون کردند فقط اینو بگم که بعد از این که اومدیم بیرون تا ۲۰ دقیقه نشسته بودیم کنار خیابون میخندیدیم
حالا فهمیدی این هوووووووووووو که گفتم چی بود ؟ صدای روح بود دیگه..... حالشو ببرید روووووووووووح
این بود انشای من
تموم شد بای فظ تا یه چند وخت دیگه


